تبليغاتX
عشق فراموش نشدنی
 

از جدا شدن نوشتم رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنین یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی نازنین خدانگهدار             

بنویس مهلت موندن یه نفس بود  

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنسرنوشتویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم   

سر رو شونت نذاشتم مثل دستات سرده سردم

من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

نمی دونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 21:5
  به قلم: مارال  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T