دور تو خط کشیدم
روی جدول خیابون با نگاهی گنگ . خسته نفسش حبسه توسینه زندگیش مدار بسته
مثه یه زندونی تنها میله ی غم شده دنیاش یه تکیدهس یه شکسته پر اه و پر ای کاش
خیلی وقته رد پاشو توی بن بست جامیذاره زندگیش قمار اما تاس اون نقطه نداره
خسته ای اخر خطه توی مرز کفر و ایمانشهر نعشه بی تفاوت مسخ برج و سیمان
خاطراتش زنده میشه خاطراتی که نمی خواد به خودش میگه تموم قصه این باد و فریاد
پلکاشو رو هم میذاره لحظه ای جنون میگیره چشماشو بست میگم نهههههههههههههه
کاشکی از حادثه میگذشت صدای جیغ ترمز میگه دیره واسه بر گشت