خواستی از اون خاطره ها هیچی به یادم نمونه گفتی که کاخ آرزوم دیگه شده یه ویروونه
باشه میرم چون تو می خوای همیشه این جوری بوده خواهش های تو همین جوری زوری بوده
من نمی بخشم دلتو چون با دلم خوب تا نکرد گفت می مونه اما نموند به عهد مون وفا نکرد
ساده دل من که می خواست قلب تو رو اسیر کنه خبر نداشتم که دلت می خواد دلم رو پیر کنه هیچی نگو یک دفعه گفتی فهمیدم تو رو
شتر دیدم من ندیدم
دور تو خط کشیدم
روی جدول خیابون با نگاهی گنگ . خسته نفسش حبسه توسینه زندگیش مدار بسته
مثه یه زندونی تنها میله ی غم شده دنیاش یه تکیدهس یه شکسته پر اه و پر ای کاش
خیلی وقته رد پاشو توی بن بست جامیذاره زندگیش قمار اما تاس اون نقطه نداره
خسته ای اخر خطه توی مرز کفر و ایمانشهر نعشه بی تفاوت مسخ برج و سیمان
خاطراتش زنده میشه خاطراتی که نمی خواد به خودش میگه تموم قصه این باد و فریاد
پلکاشو رو هم میذاره لحظه ای جنون میگیره چشماشو بست میگم نهههههههههههههه
کاشکی از حادثه میگذشت صدای جیغ ترمز میگه دیره واسه بر گشت