وقتی که چشمم بهت افتاد!قلبم شروع به تپیدن کردرنگ از صورتم پرید ایستاده بودم نگاهت میکردم تو هم با اون چشمای درشتت به من خیره شده بودی من تمام قوامو جمع کردم و فریاد زدم: ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوســـــــــــــــــــــــــــــــــک! !
باغ گل رز با یه سبد ستاره میدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف
روزي گنجشكي كه ادعا ميكرد زورش از فيل هم بيشتر است به فيلي گفت: «بيا با هم دعوا كنيم.» فيل قبول كرد و با ضربه خرطومش گنجشك را نقش زمين كرد و گفت: «ديدي زور من بيشتر است!» گنجشك كه همه پرهايش ريخته بود، گفت: «حالا كجايش را ديدهاي! من تازه كتم را درآوردهام.»
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:9   به قلم: مارال
|
اس های ضد حال می دونی برای چی دوست دارم با تو برم ماهی گیری؟چون هیشکی مثل تو کرم نداره!!!!!!!!
این تصویر یه نافه o ......................... ........................ بی تر بیت توبا پایین تر از ناف چیکارداری؟
واسه عید برات داشتم سبزه میاوردم که یادم افتد تو همشو میخوری!!!!!!!!!
مظفر هم تموم شد همه با هم ازدواج کردن .نازي با کامران ، شيدا با منصور،خانم عنصري با هومن،فروغ با قل مراد،فقط تو موندي با ملوس!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:9   به قلم: مارال
|
آف ضد حال (( البته برای عاشقان ضد حال ))
تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ترک با شخصيت
تركه مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابائه دختره شاكى ميشه ميگه: مرديكه ي خر اين چيه؟ تركه:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:8   به قلم: مارال
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:56   به قلم: مارال
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:55   به قلم: مارال
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:52   به قلم: مارال
|
تو در قلب من جا داري ....كار دنيا رو مي بيني قلب من شده گاو داري
غضنفر داشته شناي غورباقه ميرفته لك لك مي خورتش
بچه: بابا نقاشيم قشنگه؟ بابا: آره پسرم , چي كشيدي؟ بچه: يه گاو كه داره علف ميخوره ! بابا: كو علفا؟ بچه: گاوه خورد ! بابا: پس كو گاوه؟ بچه: علف خورد رفت !!!!
به غضنفر گفتن كه با كوچك يه جمله بساز گفت : قرار بود واسه بدهيت بمن چك بدي، پس كو چك ؟
غضنفر با خودكار ميره حموم ميگن خودكارو كجا مي بري ميگه هر جامو مي شورم علامت ميزنم
به ابادانيه خبر ميدن بابات مرده ميگه اخ جون از فردا تريپ مشكي.
غضنفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش باباي دختره گوشي رو بر ميداره غضنفر هول ميشه ميگه: ساعت 11 و 45 دقيقه و 30 ثانيه بامداد به وقت شرعي!!! دينگ دينگ دينگ
الهي شمع بشي دورت بگردم, بعدش فوتت كنم هرهر بخندم.
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:46   به قلم: مارال
|
ه
چیکار کردی!
همه لبخند!!!!
]
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:22   به قلم: مارال
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:16   به قلم: مارال
|